ما نمی‎‌تونیم جای هم دیگه باشیم

روزنویس 12 – 25 اسفند 1396

 

هر چقدر هم تلاش کنیم بازهم نمیتونیم حس همدیگر رو داشته باشیم.

این که ما نمی‌تونیم به جای هم زندگی کنیم، باید ما رو محتاط تر بکنه. باید دقیق‌تر باشیم، باید بیشتر حواسمون رو جمع کنیم. این که ناخواسته کسی رو ناراحت نکنیم یا نمک رو زخمش نپاشیم. ما که ریز و درشت هم رو نمیدونیم.

دقیقا مشکل ما اینه که مشکلات رو از دید خودمون می‌بینیم و حل می‌کنیم. البته راستش غیر از این هم ممکن نیست؛ ولی حرف من اینه که می‌تونیم مجال حرف زدن رو به بقیه هم بدیم، یا بعضی وقت‌ها بهتره اصلا اظهار نظر نکنیم.

همیشه دیدیم که تو موقعیت‌های مختلف یکی از ما به اون یکی میگه:

«درک می‌کنم؛ میدونم چه حالی داری.»

ولی راستش این واسه دلداری خوبه. ولی بعید می‌دونم بتونی کسی رو درک کنی.

فک کنم اسمش رو بشه «هم‌درکی» گذاشت. هیچ وقت همدردی رو کنار هم‌درکی نذاریم.

راستش این رو برای همدردی با همه کسایی می‌نویسم که نتونستم تمام و کمال درک‌شون کنم و نخواهم تونست درک‌شون کنم. ولی بدونن که همیشه درد و غم‌شون من رو هم آزار میده.

 

تا یکی از فرداها …

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *