روزنویس 14 – 4 فروردین 1397

 

نوروز رو به همه خواننده‌های گل تبریک میگم.

 

دوست نداشتم اولین پست سال 1397 اینجوری باشه، راستش قصد نوشتن نداشتم تا اینکه …

الان که دارم متن رو مینویسم ساعت 2:20 دقیقه بامداد هست و چند دقیقه قبل داشتم تلاش میکردم بخوام، اما …

چند تا خونه اون طرف تر، توی خونه عروسی گرفتن و بزن و بکوب؛ فقط اینکه متاسفانه تازه گرم شدن.

بله دیگه، خواب از چشم ما که پریده، خونمون با وسط مجلس عروسی تفاوتی نداره.

حالا از این مثال بگذریم داشتم فکر میکردم، شادی به چه قیمتی؟

اینکه یک شب هست، درست. ولی همین شب که باهاش حذاقل 100 نفر رو عذاب میدین؛ شب شروع زندگیتون هم هست!

بالاخره زندگی‌ای که این طوری شروع بشه … ما دعا می‌کنبم خوشبخت بشن، البته اگه تا چند دقیقه دیگه حداقل از شور مجلس کم کنن. فک کنم به مهمون‌ها وعده صبحانه دادن، چون مراسم بعد از شام تازه شروع شد.

خلاصه اینکه شادی‌هامون رو مایه ناراحتی بقیه نکنیم.

 

تا یکی از فرداها ….

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *